الان که نزدیک کنکور نمیدونم مرحله ی اول و ال و بل

هست یاد خودم میفتم.

دبیرستان درسم خوب بود.

نمیگم عالی چون واقعا مودی بودم.

( الانم کلا شخصیتم مودیه،شاید متاسفانه!)

یه وقت حوصله داشتم خیلی می خوندم،

یه وقت حوصله نداشتم. نمیخوندم.

همیشه هم معلم ها به خانواده م میگفتن :

معلوم نیست می خواد درس بخونه یانه :))

[منظورشون تحصیلات عالیه در آینده داشتن بود]

اما به طور کلی درسم خوب بود!

هیچ وقت نذاشتم از سوی معلمی توبیخ بشم

یا یه جوری نگاهم کنه که انگار ناامیدش کردم.

کنکور که دادم همه چی تموم شد.

از سر جلسه که اومدم بیرون خودکار و مدادی که

باهاش کنکور داده بودم و جلوی چشم متعجب مراقب

انداختم تو سطل آشغال توی راهرو ...و تمام!

دوران لیسانس هم حوصله نداشتم درس بخونم.

و نخوندم هم!

یک ترم خوب...یه ترم بَد!

در نتیجه برای اینکه معدلمو برای کار درست کنم

مجبور شدم مقاطع بالاتر بخونم.

می خوام بگم، تمام این روزها رو پشت سرگذاشتم

و الان می دونم خوب کردم!

به وقتش خوندم... و پسش هم دادم.

برای شماهم همین طور کنکوری های عزیز.

میاد و میگذره و نفس راحت می کشید در نهایت.