از من می پرسند تو کیستی ای زن؟

من ؟آنکه موهایش را به باد سپرد...

سپید شد...

و توهرگز برای خداحافظی با او نیامدی!

از من از تو می پرسند!

تو همیشه زبان من بودی..

همان که احدی قادر به فهم آن نبود!!

کجایم؟

من روح ناآرام تو ام !

از این رو من نیز مانند تو هیچ کجا نیستم!