امروز صبحم با احساس پشیمانی شروع شد!

چند روزی بود متوجه شده بودم یکی از دوستانم حال

خوبی نداره! و تمایل داره با کسی صحبت کنه!

درنتیجه مکالمه ی ما از اون موقع شروع شد.

یعنی او با یک کلمه ی لادن؟ شروع کرد و ادامه یافت!

حس می کنم چون بیشتر شنونده هستم،برام این موارد

خیلی پیش میاد!

یکم که پیش رفت چون خیلی نمی فهمیدم چی میگه

چند بار ازش سوال پرسیدم و او هم مفصل توضیح میداد!

(من میگم مفصل،شما بخون چه طوماری ..)

تمام سعی ام رو کردم که تا جایی که می تونم و در

توان و عقلم هست کمک کننده باشم!

(شاید به چشم نیومد، و همون اول می نوشتم به من چه!)

دیشب در راستای مشکلش احساس کردم دیگه وقتشه بگم

احتمالا میتونم کاری انجام بدم.

و صرفا در همین راستا یک سوال کوتاه پرسیدم تا مطمئن

بشم در توانم هست یا نه! و خوابیدم.

صبح که بیدار شدم تلگرامَم رو نگاه کردم دیدم، جوری

پاسخم رو داد که انگار دارم دخالت می کنم!

و به من ربطی نداره!

انقد نوع پیامش ناراحتم کرد که سکسه م گرفته

از صبح و بَندَم نمیاد!!! :((

خلاصه که کاری از دستم برمیاد و انجام نمیدم دیگه...

همینه که هست!

donkey

بعد نوشت:

سکسکه م قطع شد...

گل یاس باز غیب شدی ‌که!