رفتم سوپری سر چهار راه بعدی خونه مون خرید کردم.

تنها سوپری که کیسه پارچه ای داره!

و چه فکرِ بِکری!

متوجه شدم خواهرش پارچه هایی که نمیخواستنو

ساده دوخته و به صورت کیسه درآورده

و داده بهش تا بذاره توی مغازه ش.

و بعد او هم رو شیشه ش نوشته:

کیسه ی پارچه ای قابلتونو نداره ،حلالتون!

ولی اگه دوباره رد شدین برگردونین.

بعضیا واقعا آدم حسابین!

حالا اتفاق بامزه ی امروز:

چند باری هست میرم اونجا،امروز که کارتمو دادم

کارتمو زیر چشمی نگاه کرد اسمَمو از رو کارت خوند !

زمزمه کرد گفت :چه اسمتون قشنگه خانم، و دوباره

تکرارش کرد.(اسمَمو)

کارتمو گرفتم گفتم ممنون!

کیسه پارچه های شمام جالبن!این همه..!

خندید گفت ربطی نداشت ها. حداقل اسممو

می پرسیدین:)))

گفتم: اسمتون به من چه، ولی چرا دیگه..

یه قشنگی دادین ،یه قشنگی گرفتین!

گفت :چه رُک ! و کلی خندیدیم:))