248) بخش چهارم
حالا یکی دیگه از دوستامون که اتفاقا خودشو تو دوره ی
دوستانه ی ما رسما چتر کرده!
جدیدا شروع کرده در هر دیداری به او تیکه انداختن!
و چرت و پرتای باب شده درباره ی دکترها و منشی ها
رو هی هربار به هر نحوی با شوخی و خنده تعریف می کنه!
خیلی هم بی مزه میگه و هی سعی داره
بگه همه ی منشی های جهان ببخشید فاسدن!
یکی دوبار انقدر خوب نقش بازی کرد و ادا دست پاچه
هارو خوب درآورد :ای وای ببخشیدحواسم نبود و فلان...
که فکر کردیم واقعا از دهنش در رفته و باشوخی و خنده
سروته ش و هم آوردیم.
ولی این که دیگه هربار هی ربط و بی ربط پیله می کنه
به رابطه ها و یکم حالت خدماتی بودن
( مثل چای بردن،نظافت...) منشی گری!
دیگه پُر واضح که می خواد اونو اذیت کنه!
+نوشته شده در ⏰️11:17 به نویسندگی بَرگ 🍁