یه هوا شناسی دروغ نمی گفت که اینم داره میگه:))

قرار بود امروز بارانی باشه.

و من و دوستم بریم به یه کافه

تا از منظره ی زیبای باران با سایه بان های باز شده ش لذت ببریم.

یه صبحانه ی ساده بخوریم و بریم دنبال کارو زندگی مون.

تمام قشنگی اون کافه به همینه!

یه روز بارانی!

چتر های باز...

و صدای شُر شُر آب!

نتیجه چی شد؟ باران که نبارید!

ماهم نرفتیم...

و من نشستم پی انجام کارهام که از محل کار آورده بودم!

خواستم بگم...

مردم روزهای بارانی خونه می مونن ما روزهای افتابی:)))

انقدر متفاوت!