306) هوایِ اشتباهی.
یه هوا شناسی دروغ نمی گفت که اینم داره میگه:))
قرار بود امروز بارانی باشه.
و من و دوستم بریم به یه کافه
تا از منظره ی زیبای باران با سایه بان های باز شده ش لذت ببریم.
یه صبحانه ی ساده بخوریم و بریم دنبال کارو زندگی مون.
تمام قشنگی اون کافه به همینه!
یه روز بارانی!
چتر های باز...
و صدای شُر شُر آب!
نتیجه چی شد؟ باران که نبارید!
ماهم نرفتیم...
و من نشستم پی انجام کارهام که از محل کار آورده بودم!
خواستم بگم...
مردم روزهای بارانی خونه می مونن ما روزهای افتابی:)))
انقدر متفاوت!
+نوشته شده در ⏰️9:54 به نویسندگی بَرگ 🍁
|