536)🕶
درکمال ناباوری و ضایع شدن!
داشتم با یکی با نور مستقیم خورشید تو صورتم تو
خیابون حرف میزدم،گرمَم بود می خواستم برم
تو رودر بایستی موندگار شده بودم کهههه
خیلی جدی یهو یکی از شیشه های عینک افتابیم افتاد😐
+نوشته شده در ⏰️19:26 به نویسندگی بَرگ 🍁
|