حالمو هیچی خوب نمی کنه.

از بیرون ظاهرم خوب و آراسته اما از درون پاشیده.

صداها یادم نمیره.

بگرد بگرد، یادم نمیره.

اینجام نیست گفتن ها یادم نمیره.

من هیچی یادم نمیره.

انقدر که گفتم گور بابای بعضیا و ارتباطمو کامل قطع کردم.

زورم به موهام‌رسید و دوماه پیش کوتاه کردم.

جمله ی چقدر خوشگل شدی از ارایشگری که دیگه

قرار نیست ریخت کثیفشو ببینم هم بهم نچسبید،

حالم بهم زد ،بالا آوردم

و رفتم یه جا دیگه یه جور دیگه موهام کوتاهش کردم.

یه بار اوی مرده بهم گفته بود تو کَندن بلدی!

و باید اعتراف کنم دلم براش، برای تنها رفیق پسری

که چت میکردیم در یاهو مسنجر خیلی تنگ شده!

میخوام بهش بگم دیگه از ریشه زدن یک ارتباط رو

هم بلدم!