531)
یاد یه چیزی افتادم یعنی یه وبلاگی دیدم
حس ششم دینگ دینگ!
اوایل وبلاگ نویسیم.
یه پسری بود به اسم محمد جواد.
اصلا این منو با وبلاگ نویسی اشنا کرد.
توی یاهو مسنجر.
لامردی بود.
خیلی اذیتم کرد بعدش.خیلی.
روانی خالص.
بعدها افتاد به دستو پام ببخشم. نبخشیدم.
هرچند اوی مرده بعدا می خواست ورود کنه نذاشتم
ولی خواستم شخصا بعد از 20 سال
از این تریبون استفاده کنم
که اگه خودتی ایشالله بمیری.
پ.ن: گمش کردم، بهتر لَجَن
+نوشته شده در ⏰️19:30 به نویسندگی بَرگ 🍁
|