چه بر سر من آمده که دیگر از دوریت نمی ترسم؟

از اینکه نیستی و از ترس نبودنت...

نمی هراسم و نمی میرم چه بر سرم آمده؟

که به وقت خدا حافظی

اینچنین بی باک

از تو روی بر میگردانم

و از ترس دلتنگی و دوری

بارها و بارها سر بر نمی گردانم؟

راستی تو بگو

چه بر سر من آمده؟!

تریستان_تزارا