538)
یکی دو روز پیش که داشتم با پرنسس حرف میزدم
یه چیزی گفت که منو به فکر وا داشت
در نتیجه تصمیم گرفتم به یکی از دوستای خیلی قدیمیم
پیام بدم.الان پزشک معتبری توی شهرم هست
واقعیت اینه من اون سال ها خاطرات خوبی
از مدرسه م نداشتم در نتیجه بچه های اون مدرسه
برام بی اهمیت بودن و ایگنورشون می کردم
خصوصا بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم.
ارتباطمو باهمون چند نفر (در اون مدرسه) قطع کردم.
پیش تر ها که تازه وایبر متولد شده بود
اونجا بهم پیام داده بود و حالمو پرسید منم جواب
مشخصی نداده بودم بعد از دو روز تازه خیلی
بی دلیل نوشتم: مدرسه تموم شد خدافظ😂
والا عین دوس پسر ،دوس دخترا😂
الان بهش پیام دادم و انقدر گرم برخورد کرد
که انگار سال هاست همچنان باهم دوستیم!
تازه گفت مدرسه باز شد مگه؟😂
میخوام بگم بعضی ادما اینجورین!
کینه مینه تو دلشون نیست!
حداقل پشت نوشته.
+نوشته شده در ⏰️19:54 به نویسندگی بَرگ 🍁
|