یه کافه ای هست تو شهرمون خیلی قشنگه.

و محیطش رو واقعا می پسندم،البته صبح ها!

روزایی که میرم پیاده روی

حوصله م بشه تاکسی می گیرم و تا اون کافه حتما میرم.

چرا میگم صبح ها؟ چون غروب ها،قشنگ دیگه جای من

نیست😂 نه جای من ،نه جای همسرم.

قشنگ همه تینیجر!

اصلا انگار سن و سالمون تو ذوق می زنه.

اینجوری که این پیرمرد و پیرزن کین بین ما.🧑‍🦳👨‍🦳

بخوام دقیق توضیح بدم.

ما یه با غروب رفتیم اونجا قشنگ حس کردیم

پدربزرگ مادربزرگ ایناییم

همه چیزای عجیب غریب سفارش میدادن

اون وقت من و همسرم!

او دمنوش و تهش من کاپوچینو😂😂