663) باشگاه،یووی
امروز اولین روز باشگاه م بعد از دو ماه بود.
دیگه داشتم دق می کردم بدون ورزش.
به محض اینکه رفتم داخل از رسپشنست
تاااااا تک تک بچه ها می پرسیدن کجا بودی!
با خیلی هاشون تو گروه در ارتباط بودم
ولی اینکه همه یهو همه جویای احوالت باشن
خیلی جذابه.
واقعیتش خیلی خوشحالم که روابط اجتماعی خوبی دارم.
اینو مدیون اویِ مرده م.
منو با یه لول دیگه ای از خودم اشنا کرد
وقتی دوستیمون تموم شد.
حتی تایم هایی که رو مود نیستم باید یکی خیلی رو
اعصابم بره که یه چیزی بهش بگم.
آه !
انقدر امروز گرمه که هرچی گوجه ای تر می کنی
موهاتو بازم جواب نمیده.
در مسیر برگشت گوجه ای رو سرم دیگه تقریبا
اندازه کلیپس های دهه هشتاد ارتفاع گرفته بود.
خداروشکر سفید نیستم وَاِلا امروز دیگه رسما گردنم
تاول می زد😐
امروز میگن یووی بسیار بالاس.
خانم ها و اقایان کرم ضد افتاب یادتون نره.
+نوشته شده در ⏰️12:27 به نویسندگی بَرگ 🍁
|